گاهی عاشقانه تر
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

چند بار نوشتم و پاک کردم چند بار نوشتم که خسته شدم چند بار نوشتم که دل شکسته ام چند بار نوشتم که میخوام برم اما کجا خودمم نمی دونم کجا شاید همون ناکجااباد شاید .......دلم میخواست دست و پاهام مال خودم بود و ازاد بودم مسیرم جاده ابریشم مقصدم نمی دونم اما دلم نمی خواد مقصدم مشخص باشه بلیط بگیرم فقط واسه رفت برگشتی نباشه میخوام پیاده برم همسفر نمی خوام میخوام لال بشم و فقط ببینم دیگه خسته شدم از شنیدن گفتن حرف دل گفتن سخت نیست واسه کی گفتن سخته توییی که می خونی به خودت نگیر تو که از اون فاصله دور میخونی با تو نیستم من با خودمم من با خودم غریبه ام راهم رو گم کردم بدجور دارم دست و پا میزنم خودم  رو به یه طناب دار اویزون کردم که فقط زجرم میده و حالاحالا منو نمی کشه چند بار نوشتم و چند بار پاک کردم این یعنی می ترسم از چی از همه چی از زندگی کردن میترسم اما کسی بهم یاد نداد چطور زندگی کنم اره یاد نداد فقط گفت برو اما نگفت چطوری قدم بردار که زمین نخوری یا خار به پات نره یا چه میدونم خیلی چیزای دیگه این متن خیلی بهم ریخته است اگه یه روانشناس این متن رو بخونه شاید تحلیل های زیادی بکنه اما نوشتن دست من نبود دست این انگشت هایی هست که دارن از سرما یخ میزنن چرا انقدر پاییز سرد شده یعنی من عوض شدم پاییز همون پاییزه اما من، دیگه من نیستم دل شکسته تر از پاییز قبلم

[ ۱٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ شیرین ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شریکم با تو در این درد،منم مثل تو غم دارم،منم محتاج لبخندم،منم دستاتو کم دارم از این بازی طولانی،منم مثل تو دل گیرم منم با عشق درگیرم،منم بی عشق میمیرم!ا
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب
Yahoo Status by RoozGozar.com