/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب تنهایی ستار

وصلت به آب دیده میسر نمی‌شود دستم به حیله‌های دگر درنمی‌شود هرچند گرد پای و سر دل برآمدم هیچم حدیث هجر تو در سر نمی‌شود دل بیشتر ز دیده بپالود و همچنان یک ذره‌ش آرزوی تو کمتر نمی‌شود با آنکه کس به شادی من نیست در غمت زین یک متاعم این همه درخور نمی‌شود گفتم که کارم از غم عشقت به جان رسید گفتی مرا حدیث تو باور نمی‌شود جانا از این حدیث ترا خود فراغتیست گر باورت همی شود و گر نمی‌شود گویی چو زر شود همه کارت چو زر بود کارت ز بی‌زریست که چون زر نمی‌شود منت خدای را که ز اقبال مجد دین رویم از این سخن به عرق تر نمی‌شود در هیچ مجلس نبود تا چو انوری یک شاعر و دو سه توانگر نمی‌شود چندانک از زمانت برآید بگیر نقد در خاوران نیم که میسر نمی‌شود

شب تنهایی ستار

دوستی یک دلم همی باید وگرم خون دل خورد شاید خود نگه می‌کنم به مادر دهر تا به عمری از این یکی زاید هیچ‌کس نیست زیر دور فلک که نه زان بهترک همی باید دست گرد جهان برآوردم پای اهلی به دست می‌ناید انوری روزگار قحط وفاست زین خسان جز جفات نگشاید با کسی گر وفا کنی همه عمر عاقبت جر جفات ننماید

شب تنهایی ستار

صبر با عشق بس نمی‌آید یار فریادرس نمی‌آید دل ز کاری که پیش می‌نرود قدمی باز پس نمی‌آید عشق با عافیت نیامیزد نفسی هم‌نفس نمی‌آید بی‌غمی خوش ولایتست ولیک زیر فرمان کس نمی‌آید داد در کاروان خرسندیست زان خروش جرس نمی‌آید چه کنم عسکری که نی‌شکرش بی‌خروش مگس نمی‌آید گویی از جانت می‌برآید پای چه حدیثست بس نمی‌آید

شب تنهایی ستار

درد سر دل به سر نمی‌آید پای از گل عشق برنمی‌آید آوخ عمرم به رخنه بیرون شد وین بخت ز رخنه درنمی‌آید گفتم شب عیش را بود روزی این رفت و زان خبر نمی‌آید دل خانه فروش نام و ننگم زد دلبر ز تتق به در نمی‌آید از هرچه کند خجل نمی‌گردد وز هرچه کنی بتر نمی‌آید هم‌دست زمانه شد که در دستان رنگش دو چو یکدگر نمی‌آید پر کنده شدم وز آشیان او یک مرغ وفا به پر نمی‌آید بر هجر نویس انوری کارت چون کارت به جهد برنمی‌آید

شب تنهایی ستار

یا وصل ترا عنایتی باید یا هجر ترا نهایتی باید صد سوره‌ی هجر می‌فرو خوانی در شان وصال آیتی باید دل عمر به عشق می‌دهد رشوت آخر ز تو در حمایتی باید بوسی ندهی وگر طمع دارم گویی به بها ولایتی باید الحق به از این بها به نتوان جست در هر کاری کفایتی باید آخر ز تو در جهان پس از عمری جز جور و جفا حکایتی باید وانگه ز منت چه عیب می‌جویی جز مهر و وفا شکایتی باید در خون منی چرا نیندیشی کین دل شده را جنایتی باید

Leili

سلام!!وبت باحاله...جیجر بود!خوشحال میشم به وب ماهم سری بزنید..........[تایید]

نیوشا

سلامممم عسييييمممممممم خوفييييي؟؟؟؟؟بدوبيا آپم خوجحالم ميکني راستي نظريادت نره ها باشه نظر ندي ناراحت ميچماااااا خيلي پروشدم خوب حتما بيا منتظرتم گلمممممم خوب فعلابوس بوس بابايييييييي تابعددددددد........عسلمممممم.......{ [بوسه]}{[قلب]}{[بوسه]}